|
آرزو دارم شبي عاشق شوي...آرزو دارم بفهمي درد را...
|
دل من می شنود تپش قلب تو را و صد افسوس که قلب تو عاشق نیست که ز من بشنود این راز درون چشم من میماند به تماشای رخت و صد افسوس تو را چشمی نیست که ببینی غم و اندوه مرا اگر تو بازنگردی امید آمدنت را به گور خواهم برد و کسی نمی ماند در فراقت دیگر چگونه خواهم زیست چگونه خواهم مرد؟