تبليغاتX
گاهی خوشی........گاهی غم - نكردي رحم...
آرزو دارم شبي عاشق شوي...آرزو دارم بفهمي درد را...
نكردي رحم و رفتي صبر و تابم را كجا بردي؟ زدل آسايش و از ديده خوابم را كجا بردي؟ تو رو گرداندي و در چشم من تاريك شد دنيا چه كردي بي مروّت آفتابم را كجا بردي؟

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 9:11  توسط البرز