تبليغاتX
گاهی خوشی........گاهی غم - بخشکی شانس که از همون کرگی دم نداشتی....
آرزو دارم شبي عاشق شوي...آرزو دارم بفهمي درد را...

می بینم که ساعت از نیمه های شب هم گذشته و شماها با چشمای ورچولوسیدتون زل زدین به صفحه مونیتور و اون صفحه کوچولوی چت که قربونش برم تا وقتی بیدارین توشو می خونین...وقتی هم که می خوابین خوابشو می بینین....خب بگذریم...حال واحوالاتتون چطوره؟ مارو نمی بینین همچین دو دستی لقمه می چپونین انگار...آخه بدجوری بهتون ساخته...حال من هم که امشب ایم فاینه(بی سواد یعنی میزونم دیگه...حالا تو بشین به اون آیکیوی اندازه نخودت تا صبح فشار بیار تا همون هم گرده نخود بشه) به به به به...مخلص رییس هم هستیم...راه گم کردین...نمی دونستیم شما هم اینورا پیداتون میشه...بابا می گفتین یه گابی . گوسپندی .چیزی سربرون راه مینداختیم...به هر حال قدمت به روی چشای پوتوسک شدمون...

جونم براتون بگه که توی این دنیای زار و بی در وپیکر هر کی رو برق سه فاز میگیره ما رو کبریت هم آدم حساب نمیکنه که بگیره...ملت شلپ و شلوپ دوست ورفیق دارن ما هم دوست ورفیق داریم...از کدومشون بگم که دلم سازمان انتقال خون شده....یکیشون که عاشقه...من نمی دونم این مجنون بی صاحب از کجا این لیلی رو دید که این آشو واسه ما پخت...دو دقیقه که دلت میگیره میری پیشش...خودش اینجاست...جسمش اینجاست...ولی افکار وارواح کاملا دایورته به کوه های سر به فلک کشیده جاده گوربند...من نمی دونم پشت این کوه های گوربند به کجا ختم میشه...سه ساعت با موهای ساموراییت ور رفتی...واسکازین وگریس و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه زدی که یه بار بهت بگه:به ه ه عجب تریپی...ولی ارواح خاک عمه اش برات از معین می خونه...کپتر کاکل به سر وای وای...این خبر از من ببر وای وای....هی بمیری با همون معین وکپترش...

اون از اون چپی تمام رنگ با اون ماشینش....تصورش رو بکنید یه ماشین در حالت عادی...حالا قسمت عقب ماشین رو دو متر بالا فرض کنید...این کار در جهت امر خطیر و گرانبهای گازوییل کشی انجام گرفته...حالا این آدم با این شرایط هر روز اصرار به خیابون گردی دارن...جلوی ماشین سوار میشی سرت توی شیشه ست...انگار ماشین در حال سقوط از پرتگاهه...یه دونه نوار کاست توی به قول خودش ضفت...ولوم هم بالا....آهنگش هم اینه...ننه مه کنجاکه تونو...منا نیله که بره...خی دول و سوزوک میبره...منا نیله که بره...وسط خیابون دانشگاه....نزدیکای غروب...اوج شلوغی خیابون....دیگه آبرو مابرو کاملا پیاده شدیم رفت....حالا اگه مردی تا سه روز بعدش توی خیابون دانشگاه آفتابی شو...نه راه پس داری نه راه پیش...نه می تونی از خجالت پیاده شی...نه هم می تونی جلوتر بری...حالا توی این گیر ودار آقا واسه ما مسافر کش شده...جلوی دو تا دختر دانشجو وایستاد که اگه بازار میرین سوار شین...دیگه من خون و کف قاطی...به جون عمه نداشتتون اگه از پس هزینه پانسمان بیمارستان بر می اومدم این سر صاب مردمو چنان محکم به شیشه جلوی ماشین این مردک می کوفتم که مستقیم می رفتم اون دنیا....

حالا اینا به کنار...

با این یکی دوستم پا شدیم یه شب رفتیم خیر سرمون پارتی...اونجا هم مختلطه مختلط... مرد و پسر با هم قاطی...صد بار گفتم ور دست خودم آروم بشین از جات هم تکون نخور...تا دو تا از این دهاتی ها جفتک زدنو شروع کردند...این هم مث این نره خرا که خر ماده می بینن پرید وسط....حالا هر چی صداش میکنی مگه به خرجش میره...نخیییییر...حالا بیا و رقصشو ببین...عمرا اگه هیج جای این کره خاکی دیده باشین...در حالت قدم زنان...ناگهان دو دست بر روی زمین و برو بریم پشتک....هی ترک برداره اون استخونات ...اولی با موفقییت به هدف نشست....دوباره قدم زنان واسه دومی...آهان د برادر....دکی این چرا پا نمیشه...ای بابا این چرا رو زمین میغلطه...ملت جمع شدن بالای سرش...حالا اگه تصورشو کردین...بعلللله...یه بسته ناقابل ناس در جیب جلوشون بوده...در هنگام پشتگ واژگون شده در اندرونی چشمشان...بابا پاشو...پاشو آبرومونو بردی...حالا مگه می پاشه...شیلنگو وصل کردیم به شیر و به صورت فشاری بر روی صورتشان قرار دادیم تا اینکه بعد از چندیدن هزار ثانیه چشم آقا باز شده...هر که توی مهمونی ها با خودش اکس میبره ما ناس می بریم...بخشکی شانس که از همون کرگی دم نداشتی....

بقیه رو هم خودتون حدس بزنین چه جونورایی هستن...ولی این وسط باز خدا رو شکر که این رییس هستا...وگر نه من همینجوری که به صورت عمودی هستم در جا میت می شدم یعنی افقی و بعدش الفاتحه مع الصلوات....

چیزه...من چشام یه کم توی این گرونی دارن از باغ همسایه گوجه و خیار می چینن...الانه که کار دستم بدم....انگار خوابم میاد باید برم لالا.......اوه اوه اوه....به دادم برسین...یه سوسک اومده توی رختخوابم جای منو گرفته...حالا من چیکار کنم م م م ...من می ترسم م م م...من رختخوابمو می خوام م م م....یکی به من بگه چیکار کنم م م م م م م م م م .......

اگه موقع خواب یه سوسک قبل از شما بره توی رختخوابتون جا خوش کنه...چیکار می کنین؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 0:53  توسط البرز  |